صادقانه

حکایت رفاقت من با تو

حکایت "قهوه " ایست که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم :

که با هر جرعه بسیار اندیشیدم٬

 

که این طعم را دوست دارم یا نه؟!!!؟

وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!!!

و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم !!!

تلخ تلخ...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱۸ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط محمد و پریسا نظرات ()


Design By : Pichak