صادقانه

دوتا فنجون دو جفت چشم برای ... هیچی ولش کن

چی بگم ؟ بگم از چشمای گریون ، بی خیال ... هیچی ولش کن

روزهای برفی و آفتابی و ابری همشون تو رو یادم میاره 

اون روزای عاشقی ... هیچی ولش کن

می دونی وقتی دلم می گیره ، کجا میرم

شبونه میزنم تو کوچه ی ... هیچی ولش کن

صدای این تلفن تا درمیاد

می پرم تا بشنوم صدای ... هیچی ول کن

هنوزم وقتی می خوام برم ، یه جا فیلم ببینم

مثل اون وقتا میرم سینمای ... هیچی ولش کن

گاهی وقتا که هوا ابری میشه ، یاد قدیما می کنم

می زنم شبونه تو کوچه ها ... هیچی ولش کن

یادته شعرامو تو سر رسیدی گفته بودی

دادمش به دست تو ای بی وفا ... هیچی ولش کن

خونمون پنجره هاش رو به تموم تهرونه

همه جا مونده هنوز جاپاهای ... هیچی ولش کن

می دونی دلم گرفته به خدا خسته شدم

از همون لحظه اول به تو وابسته شدم

اما تو ... هیچی ولش کن

تو این دوره زمونه کم عشقی هست بمونه

تو گفتی عشق من و تو تا آخرش ... هیچی ولش کن

تموم عشقمو زندگیمو گذاشتم برات

یادته گفتی می مونم تا آخر باهات اما چرا رفتی ... بی خیال هیچی ولش کن

گفتم قلبم قابل نداره ورش دار ببر هرجا که میخوای

اما اینو بدون عالم عشق وفا نداره ولی تو گفتی ... هیچی ولش کن

گفتم دل من تنگه و غم تو قلبم یه عالمه

چرا دوستم نداری این همیشه سوالمه

بعدش تو گفتی ... هیچی ولش کن

آره لحظه جدایی پره از غم رهایی پره از بارون چشمام

دیگه هم تو رو ... هیچی ولش کن

می خوام بگم می سپارمت به سرنوشت

خدا خودش عشق ما را اینجور ... هیچی ولش کن

می خوام بگم می سپارمت به روزگار 

عشقت رو هم میدم به باد بعدشم ... هیچی ولش کن

حالا دیگه میگم برو خدا باهاته منم دعام باهاته

آخره قصه رو ، این دل شکسته رو هم ... هیچی ولش کن

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٠ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط محمد و پریسا نظرات ()

حکایت رفاقت من با تو

حکایت "قهوه " ایست که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم :

که با هر جرعه بسیار اندیشیدم٬

 

که این طعم را دوست دارم یا نه؟!!!؟

وآنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم!!!!

و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم !!!

تلخ تلخ...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱۸ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ توسط محمد و پریسا نظرات ()


Design By : Pichak